محل تبلیغات شما



سلام خداجون

همه چیز خوب و آرومه فکر کنم پوستم کلفت شده اما باز دلم میگیره از اینکه چرا خو بودن تاوان داره اونم زیاد نه اینکه من خوب باشم نه دارم سعی میکنم که اون دنیا شرمنده خودت و خوبیات نباش،خداجون هر چیزی که تو ذهمن تصور میکردم برعکس شده نمیدونم چه خیری تو کار که شما ازش با خبری و من امیدوار اون لحظه ای هستم که بعد هر سختی،آسایش هست چه بسا خیر را در کاری میبینید که من بد میدونم و شری در امری ست که برای من لذت ست ، امید حس خوبیه که تو دلم روشن میزارم تا به همه خواسته هام برسم. مهمتر اینکه انسان باشم


همه ما وقتی که کوچیکتر بودیم تو ذهنمون خدا رو یه جور خاص تصور میکردیم 

برو به عقب به گذشته های خیلی دور خیلی

اون وقتها که تو ذهنت میو مد خدا چه شکلیه یعنی چی که میگن نوره

خدای اون روزاتو با الان مقایسه کن ببین خدات چه طور تغییر کرده 

یا خودت تغییر کردی روحت رو بزرگ کردی یا نه

میخوای یه آدم با روح کوچیک باقی بمونه

یا مثل خدا بخشنده باشی به خودت بر میگرده

 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

رُگـــــا